... جائی برای گریز به تنهائی هام ...

:: Home :: XML ::

ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

از تو انتقام می گیرم،فکر نکن رفته زیادم
که تو منو می خواستی،چرا پس دادی به بادم

حالا وقتش شده تا من،پس بگیریم جوونیمو
شعله نفرت از تو،سوزونده مهربونیمو

دیگه احساس توی این دل،معنی نداره آلان
انتقام توی کمین،زندگیت می پاشه هر آن

حالا عشقت ،حالا پولت،حالا حتی شده خونت
جوونیم رو بر نمی گردونه، اگه حتی بدی جونت

بگو من با تو چه کردم،مگه من ناتویی کردم
آخرین روز تو می گفتی ،میرم و بر نمی گردم

رفتی برگشتی تو حالا،دلیلش رو بگو یالا
اومدی تا که ببینی چی کشیدم طی سالها

Posted by AzzA at ۱۳:۱۳::


0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home

 
 

  Copyright © 2006      Designed: AzzA